حیوانات هم ر یاضی میدانند؟؟؟؟

اوايل قرن بيستم دورهاي بينظير در تاريخ علم به شمار ميرود؛ در اين سالها انيشتين و پلانك و فيزيكدانان ديگر به تقريبا 3 سده حاكميت مطلق نيوتون و گاليه در فيزيك پاياني هوشمندانه دادند و عرصه جديدي از علم را به بشر هديه كردند.
به يكباره انسان مفاهيمي را كه بدون هيچ ترديدي به آنها باور داشت سست و شكننده ميديد و در برابر استدلالهاي علمي بينظيري كه دانشمندان پيشگام، عرضه ميكردند خود را بيدفاع ميديد.
انقلابهاي علمي و صنعتي با كمك همديگر انسان را ناگزير از پذيرفتن يافتههاي جديد كرده بودند و هر روز از گوشهاي از عالم كه مركز آن مغزهاي دانشمندان اروپايي بود خبر از يافته علمي شگفتانگيز جديدي ميرسيد.
آنها كه كتاب اصول نيوتون را همچون يك كتاب مقدس مينگريستند به چشم خود ميديدند كه گفتههاي اين دانشمند اسطورهاي را يك كارمند ساده اداره ثبت اختراعات زوريخ چگونه به چالش ميكشد و چگونه رخدادهاي طبيعي،گفتههاي باورناپذير و تقريبا غيرقابل فهم اين اعجوبه را ثابت ميكند.
در همين سالها مردم در اروپا با پديده عجيب ديگري مواجه بودند كه آنان را كمي از فيزيك و راديواكتيويته و الكترومغناطيس دور ميكرد اما باور آن به همان سختي باور يافتههاي گيجكننده دانشمندان فيزيك و شيمي سالهاي آغازين قرن بيستم بود.
مردم اروپا هر روز خبر از حيواني ميشنيدند كه همچون انسان ميتواند محاسبات رياضي انجام دهد؛ اين حيوان كه يك اسب ماديان عرب بود به راحتي محاسباتي مانند 9=6+3 را انجام ميداد و بشر اوايل قرن بيستم را كه عادت به شنيدن خبرهاي علمي عجيب و غريب داشت شگفتزده ميكرد. اما تقلبهاي علمي را تنها دانشمندان ميتوانند آشكار كنند.
جوهر ریاضی درآزادی آن نهفته است.